از کسایی هستم که «می شود و می توانیم» رو توی کارهای خودم تجربه کردم و به خاطر همین شعار به روحیات جلیلی احترام می گذارم و علاقه دارم. نه از الآن، از اون روزی که ایشون رو شناختم بهش علاقه مند شدم.

احمدی نژاد دو سال آخر کم آورد و دیگه نگفت: می شود و می توانیم. (توی صحبت های رهبری این هست). اولش تند رفت و یهو برید.

روحانی هم که از روز اول با صدای بلند گفت: نمی شود و نمی توانیم! فقط آمریکا باید اجازه بده تا مشکل آب خوردن ما حل بشه.

داستان خودم از می شود و می توانیم همون بورد افکتور بود که همه می گفتن نمی شه و امکان نداره و حتماً باید آی سی DSP باشه. خارجی ها هم هرچی درست کردن با DSP بوده که خب قیمتش خیلی بالاست. ولی ما با میکرو کردیم و شد و الآن هم دست تولید کننده داره می چرخه. البته طراحی پروژه برای من خیلی طول کشید و علتش هم به نظرم این بود که هرکس می فهمید ما طلبه ایم با 8 کلاس سواد دهَنش وا می موند و درجا چشم می خوردیم! (بگذریم)

اما داستان جلیلی رو از «می شود و می توانیم» بشنوید که واقعاً غرور آفرینه. این جلیلی تنش به تن شهدای هسته ای خورده و یه چیزهایی از اونها به یادگار داره.

حوالی سال 93 خودم از یکی از دانشمندان هسته‌ای شنیدم:

در جریان مذاکرات هسته‌ای #دکتر_جلیلی به اون خانومه (اشتون) می‌گه: ما یه مقدار سوخت بیست درصد نیاز داریم، برای رادیو دارو و از این حرف‌ها؛ این که دیگه صلح‌آمیزه. این رو به ما بفروشید...
خانومه جواب می‌ده: شرمنده! شما تحریمید. ما به شما قرص استامینوفن هم نمی‌فروشیم! اورانیوم بدیم؟!
جلیلی می‌گه: اه؛ نمی‌دید؟ باشه پس خودمون درست می‌کنیم!
«قاه قاه قاه» اون خانومه و بقیۀ حضار فقط جلوی شکمشون رو می‌گیرن که از خنده روده‌بر نشن! گفتن: «خب درست کنید اگه می‌تونید!» بیرون جلسه هم وزیر خارجه ی فرانسه به خبرنگارها گفت: «آقای جلیلی یک بلوف سیاسی زد!» بعد از جلسه، تحلیل‌گرها هم دائم می‌گفتن: این کار با تجهیزاتی که ایرانی‌ها دارن اصلاً شدنی نیست و اگه هم بعد از 50 سال این بشه، الـ می شه و بلـ می شه...
جلیلی میاد بیرون جلسه و به این رفقای هسته‌ای می‌گه: راستش من همچی حرفی زدم. شدنیه؟
می‌گن: چه عرض کنیم ... حالا ببینیم چی می‌شه؟
خیلی زود پروژه تعریف شد و در دستور کار قرار گرفت؛ و به همت چند تیم ـ از جمله تیم شهید احمدی روشن ـ یک ماه نگذشته بود که خبر دادن «ایران به غنی سازی 20 درصد رسیده»! (بهمن ماه سال 90) فقط یک ماه!
خارجی‌ها اولش گفتن: «الکی می‌گه!» اما رفته رفته مجبور شدن اعتراف کنن.
جریان مذاکرات ادامه پیدا کرد و به جاهای خوبی داشت می‌رسید؛ تا اینکه نزدیک انتخابات 92 شد و طرف مقابل گفت: «یه کم دست نگه دارید تا ما ببینیم انتخابات شما چی از آب در میاد. بعداً میایم ادامۀ مذاکره، روی پیشنهاد شما فکر می‌کنیم». و شد آنچه نباید می‌شد! روحانی اومد و درجا سیمان ریخت توی رآکتور.

جلیلی که رأی نیاورد، کشور در عرض 8 سال، به خاطر شعار «ما نمی‌توانیم!» 20 سال عقب‌گرد کرد.
البته همین غنی سازی 20 درصد ـ که رهبری بارها توی سخنرانی‌هاشون به شکوه و عظمت ازش یاد کردن ـ آورده‌ای شد برای آقای ظریف و تیمش، که باهاش بتونن برن پای معامله، و قدرت چانه‌زنی داشته باشن. هرچند از اون هم نتونستن خوب استفاده کنن./ همون اورانیوم ۲۰ درصد توی دولت رپیسی شد یکی از منابع مالی دولت که با صادراتش \ول در می ورد.

خلاصه اینکه رهبر انقلاب فرمودن: «بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود!».

بعضی کارها از دور سخت به نظر می‌رسه. وارد کار که می‌شی، کمر همت که می‌بندی، خدا به دست تو معجزه می کنه. این تفکر برای کسانی هست که نمونه‌های این پیشرفت‌ها رو با چشم خودشون دیدن و از عمق وجود باور دارن که: می‌شود، و می‌توانیم. حالا دیگه خود دانید، می‌خواید به این‌ها رأی بدید، می‌خواید به همون تیم حسن روحانی رأی بدید که چون خودشون زحمت نکشیدن و کار خراب شد، همه ی مملکت رو سیاه کردن و گفتن: مشکل از بالاست. ما هیچ کاره ایم! هرکس جای ما بیاد همینه...

خب آقا اگه می‌شود و می‌توانیم، پس چرا رئیسی نتونست؟

جواب: انصاف اقتضا می کنه که پیشرفت های یک فرد رو با توجه به موانعش بسنجیم. موانعی که تحریم جلوش شوخیه!

ما که به رئیسی رأی دادیم توقع معجزه ازش نداشیم و می دونستیم کار سختی در پیش داره. بالأخره ساختن سخت تر از خراب کردنه و قدم به قدم و آجر به آجر اتفاق می افته. رئیسی با بحران های متعددی روبرو بود که اتفاقاً به خوبی از پس همشون بر اومد. بحرام گندم و آب و برق و کرونا و رکود و تورم 60 درصد در حال افزایش و تعطیلی کارخونه ها و حقوق های معوق و جنگ اوکراین (که خودش چند تا بحران بود!) و ... ؛ اگه روحانی می گفت: خزانه خالی تحویل گرفتم؛ رئیسی بیچاره خزانه رو با بدهی سرسام آور تحویل گرفت ... رئیسی توی سه سال اندازه 8 سال دوید! رئیسی به ما آبرو داد. رئیسی برای کشور ما آرامش آورد و فضای ملتهب سیاسی رو تسکین بخشید.

خلاصه به جای اینکه فله ای بگیم: دولت برای من چکار کرد، نگاه کنیم ببینیم سمت و سوی عملکرد دولتها رو به پیشرفته یا رو به پس رفت.

و یک خواهش!

الهی که هرکس سر کار میاد ـ پزشکیان یا جلیلی ـ از امیرکبیر بهتر کار کنه! خسیس که نیستم. حسود هم نیستم. اما خواهشاً اگر آقای پزشکیان رأی آورد و کار رو خراب کرد، لطفاً لطفاً کسی انگشت اتهام به سمت ما دراز نکنه! وقتی گزینه ی پیشنهادی انقلابی ها و آخوندها و سپاهی ها نبوده، رهبری هم توی اون سخنرانی شون واضح توضیح دادن که به همچی کسی رأی ندید، مسئولیت انتخابش با کسایی باشه که بهش رأی دادن...

می دونم؛ توقع زیادیه