پری امپ حرفه ای برای آمپلی فایرها

دستگاه های صوتی ایرانی عمدتاً نتوانسته اند کیفیت دستگاه های خارجی را ارائه بدهند. یک علت مهم آن بی توجهی به اهمیت پری امپ است. و در پری امپ یک چیزی که کمتر به آن توجه می کنند سرعت تغییر یا همان slew rate است.

یادم هست که اکو همراه طراحی می کردیم و صدا را تست می کردیم. وقتی با پلیر صدا را پخش می کردیم صدا عالی بود، اما وقتی با میکروفون تست می کردیم صدا مرده و بی حال بود و شنونده احساس می کرد صدا کم است!

بعداً فهمیدم علتش این بود که تقویت صدای میکروفون را به اپ امپ های 2399 سپرده ام که کیفیت مطلوبی ندارند و گین این اپ امپ را هم خیلی بالا برده بودم. باعث شده بود که صدا تقویت بشود اما صدای تمیزی نباشد. هرقدر هم که زیر و بم را دستکاری می کردیم نمی فهمیدیم مشکل از کجاست.

یک نگاه به دیتاشیت آی سی های اپ امپ بیندازید. آنجا نوشته شده که مثلاً 5 ولت بر میکرو ثانیه سرعت تغییر آی سی است، البته در ضریب تقویت (1).

یعنی هرچه این ضریب تقویت بالاتر می رود آن سرعت تغییر پایین می آید!

حالا یک نگاه به دستگاههای ایرانی بیندازید. مقاومت فیدبک طبقه ی ورودی را 150 کیلو یا بیشتر در نظر گرفته اند و با 2.2 کیلو به میکروفون وصل کرده اند. یعنی ضریب تقویت بالاتر از 60 است! این صدا هیچ گاه نمی تواند صدای پاکیزه ای باشد. به خصوص در فرکانس های بالا صدا به هم می ریزد!

حالا نگاهی به دستگاه های خارجی بیندازید. آنها معمولاً ضریب تقویت را روی (1) یا کمی بیشتر نگه می دارند و تقویت را مثلاً با ترانزیستور اضافه انجام می دهند که درباره ی آن قبلاً صحبت کردیم.

این چیزی است که تولید کنندگان سنتی ما به آن توجه ندارند.

(برای اطلاعات بیشتر بحث تقویت کننده تفاضلی و فلسفه ی وجودی آن را در ورودی های اپ امپ مطالعه کنید.)

طراحی افکتور حرفه ای (اکو استریو + ریورب و ...)

از اوایل محرم تا امروز رو می تونم فصل جدیدی از مراحل طراحی افکتور خودم با stm32 معرفی کنم که بالاخره به طراحی بیت های بالاتر از 12 ختم شد و صدا رو در طراز یک افکتور حرفه ای در آورد.

تمام اذیت هایی که تا حالا کشیده بودم و توی پست های قبل توضیح دادم، یک طرف، و اذیتی که توی این چند ماه کشیدم یک طرف!

فقط اگر عکس بگذارم از آی سی های متعدد و بوردهایی که لت و پار کردم مغزتون سوت می کشه.

به مشکلاتی بر خوردم که برای هیچ کس سابقه نداشت و به هر کس می گفتم تعجب می کرد. چندین آی سی جدید میکرو تست کردم که اصلاً پروگرام نمی شد، یا ظاهراً پروگرام می شد و اصلاً کار نمی کرد. نهایتاً با آپدیت کردن نرم افزارها یکی از آی سی ها کار کرد که اون هم آی سی ایده آلی نبود و کار با کیفیت تحویل نمی داد. اگر اون آی سی ها کار می کرد قیمت تمام شده خیلی پایین می اومد و کیفیت هم بالا می رفت.

نهایتاً تصمیم گرفتم با آی سی قبلی خودم ادامه بدم و از خارج بهش رم و dac وصل کنم. کاری که نمی خواستم بکنم کردم و اتفاقاً جواب گرفتم. به چند نفر هم برای تست دادم و خیلی راضی بودند. 42khz تا 1600 میل ثانیه تأخیر!

از یک نفر سفارش تولید گرفتم که فهمیدم dac استفاده شده توی بورد نمونه از خط تولید خارج شده و گرون شده. با dac موجود بازار یه تعداد سفارش بورد دادم و به خیال خودم دیگه کار تمومه! بعد که بوردها دستم رسید و رفتم سراغ برنامه نویسی یهو متوجه شدم که میکروی من باگ داره و کلاک سورس dac جدید رو تأمین نمی کنه. فقط به خاطر اینکه آی سی من 48 پایه است! باگش رو اینجا ببینید . کل 50 تا بورد حیف شد. بدترش اینکه فهمیدم با آی سی موجود خودم نمی تونم کار کنم و باید پول به آی سی جدید بدم.

خلاصه امروز و فردا داره. خیلی هم فرسایشی! اما سوخت و سوز نداره. حتماً حکمتی داره که قرار نیست من زیادی سود کنم

این وسطها با خیلی ها آشنا شدم. انواع تولید کننده ها و مهندس ها.

از کسایی که جرینگی چند میلیون پول دادن تا کار پیش بره، ولی نرفت؛

تا افراد پیشکسوت و صاحب اعتباری که من رو با خیلی ها آشنا کردن؛

تا کسایی که جنس گرفتن و رفتن و یادشون رفت که حساب کنن...

تا اون مهندس صنعتی شریف که امید داشتم با همکاریش پروژه های بعدی رو کلید بزنم، اما از اون آشنایی فقط یک «آفرین» و به به و چه چه نصیبم شد.

در ضمن یک چیز دیگه هم که تست کردم پری طرح یاماها بود با ترانزیستور اضافه توی ورودی. این هم کسی خواست سفارش بده در خدمتم

حرف آخر:

در یک کلمه و کاملاً بی تعارف، خاک بر سر مهندس ها و مغز متفکرهایی که از ایران فرار می کنن و به کشورهای دیگه می رن! خاک بر سر اونهایی که می گن توی ایران کار نیست، اون وقت تولیدکننده های ما باید بیان و منت یه طلبه رو ـ با هشت کلاس سواد ـ بکشن که براشون افکتور طراحی کنه!

تقصیر ما نیست! از دویست سال پیش ما رو حقیر بار آوردن تا باور کنیم که هیچ چیز نداریم و هرچی هست توی خونه ی همسایه است...