دنیای خازنها
خازنها و مقاومتها قطعاتی هستند که معمولاً با بی مهری مهندسان و تولید کنندگان روبرو هستند، و از هر کس که می پرسیم می گوید: کار خازن فقط جداکردن ولتاژ dc از سیگنال، و ذخیره ی جریان است. در حالی که خازنها هم برای خود عالمی دارند و انواع جدید آنها هر یک دارای خواص منحصر به فردی است.

برخی، در مواجهه با خازنهای شرکت های معتبر مثل ELNA به قیمت بالای آنها توجه می کنند.
برخی هم از حجم بزرگ آنها انتقاد دارند.
برخی هم که مثبت بین تر هستند، فوقش می گویند: چه خازن تمیز و براق و با کلاسی!
در حالی که خازنها معیارهای سنجش مختلفی دارند که تأثیر بسزایی در کارایی مدار دارد.
از جمله:
1. مقاومت داخلی خازن (ESR): در ایده آل ترین حالت هیچگاه یک خازن نمی تواند جریان سیگنال را به صورت 0 ohm عبور دهد، بلکه مشتمل بر تلفاتی است که بر اثر مقاومت داخلی آن به وجود می آید. البته این مقاومت مانند امپدانس است که باید در حین کار اندازه گیری شود و با اهم متر معمولی نمی توان آن را اندازه گرفت.
این مؤلفه در خازنهایی که به عنوان تصفیه برق استفاده می شوند نمود دارد. در تصفیه ی برق نمی توان این ایتم را نادیده گرفت.
خازن با esr پایین خواهد توانست ریپل ولتاژ را کاملاً صاف کند و در شوک جریان، کاملاً خلأها را پر کند.
گاهی بی توجهی به مقاومت داخلی خازن (و همینطور مقاومت اندکی که بر روی خطوط ارتباطی بُرد وجود دارد)، باعث می شود که صدا با «هوم زمینه» و ارتعاشاتی همراه شود.
برای کارایی بهتر حتی گاهی چند خازن را با هم موازی می کنند تا مقاومت داخلی مجموع آنها کاهش یابد (مثلاً 2 خازن 4700 بهتر است از یک خازن 10000، همچنان که ارزانتر هم هست).
2. لرزش و فیدبک!
این آیتم در خازنهای کوپلاز خودنمایی می کند (خازنی که بین طبقات تقویت سیگنال قرار می گیرد).
خازن های الکترولیتی این لرزش را کمابیش دارند. هرچند خازنهای خشک (مثل عدسی و mkt) ارتعاش ندارند.
ورقهای خازنی که در موازات هم قرار دارند مانند یک القاء کننده ی سیگنال روی همدیگر تأثیر می گذارند و سیگنالهایی را به همدیگر پاس می دهند که این اصلاً مطلوب نیست.
حتی با کیفیت ترین خازنها حدود 20 درصد فیدبک دارند که این موجب همهمه در صدا می شود.
البته خازن های خشک هم که فیدبک ندارند، صدا را خشک می کنند!
3. انتقال خطی سیگنال
برخی خازنها در قبال فرکانسهای مختلف عکس العمل پایدار تری دارند و برخی نوسانات ناخواسته ای ایجاد می کنند که صدا را از float و دست نخورده بودن خارج می کند.
البته در خازنهایی که به عنوان فیلتر صدا استفاده می شوند از خاصیت غیر خطی خازن استفاده می شود و این فرق می کند با خازنهایی که در کوپلاژ صدا استفاده می شوند.
برخی خازنهای مخصوص audio هم هستند که تنها سیگنالهای در محدوده ی شنوایی را از خود عبور می دهند. استفاده از این خازنها در کوپلاژ باعث می شود که صدا در سیگنالهای بالا دچار دیستورشن نشود و در سیگنالهای پایین هم کمترین حجم dc و فرکانسهای بیهوده عبور کند، که این منجر به بازدهی بالای مدار می شود.
4. نرم و خشک بودن صدا
نوع صدایی که از خازنهای الکترولیت خازج می شود نرم و زنده است و نوع صدایی که از خازنهای خشک (سرامیکی و متالیز ...) خارج می شود خشک است.
خازنهای پلی استر هم در فیلتر صدا توصیه می شوند، اما نمی دانم که صدای آنها چقدر نرم است.
حالا حساب کنید در یک آمپلی فایر اگر بعضی خازنهای کوپلاژ را خشک به کار گذاشته باشید و بعضی خازن ها را الکترولیت. چه اتفاقی می افتد؟ آمپلی شما عیب و ایراد هر دو خازن را جمع خواهد کرد و صدای خروجی علاوه بر اینکه صدایی خشک خواهد بود، دارای همهمه و فیدبک هم خواهد بود.
البته صدای خشک هم باب میل برخی سلیقه ها است و به عنوان یک عیب تلقی نمی شود.
بهترین متالیزه ها هم MKP ها هستند.
مقوله های دیگری هم مثل تحمل حرارت و طول عمر در خازنهای مطرح است

در این زمینه مراجعه کنید به:
http://soundyshop.com/forum/viewtopic.php?f=2&t=1202&sid=49c5f528097218095cd282b4f74c81a5